محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

228

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و اين سخن طلحه هردو نشان از اختلاف آن دو دارد و اين‌كه هريك پشت ديگرى را خالى كرد . « 1 » ( و اللّه لئن أصابوا الّذي يريدون لينتزعنّ هذا نفس هذا ، و ليأتينّ هذا على هذا ) اگر خلافت در بين آن دو ، بدون تعيين مردد مىشد ، بدون شك جنگ بين آن دو درمىگرفت و هريك تلاش مىكرد رقيبش را از بين بردارد ، تا خود به خلافت برسد . ( قد قامت الفئة الباغية ) منظور از « الفئة الباغية » ناكثان و پيروانشان هستند . ( فأين المحتسبون ؟ ) كجايند كسانى كه در راه خدا با اين گروه پيمان‌شكن مبارزه مىكنند . ( فقد سنّت لهم السّنن و قدّم لهم الخبر ) ضمير « لهم » به « محتسبين » بازمىگردد . امام عليه السّلام در اين بند مىگويد كه هركس پاداش خدا را مىخواهد ، راه رسيدن به آن در جهاد با ستمكاران است . واژه « الخبر » اشاره به اين گفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به امام عليه السّلام دارد : « تو پس از من با ناكثان و قاسطان و مارقان خواهى جنگيد . » « 2 » ( و لكلّ ضلّة علّة ) انسانها براى هريك از گمراهىهاى خويش بهانه‌ها مىجويند و با آن بدكارى خود را توجيه مىكنند . اصحاب جمل و صفين نيز خون عثمان را بهانه كرده بودند . پيش از اين ، گفته‌اى از امام عليه السّلام نقل شد كه فرمود : « آنان ، حقى را مىجويند كه خود آن را ترك كرده‌اند و قصاص خونى را مىطلبند كه خود آن را ريخته‌اند . » « 3 » ( و لكلّ ناكث شبهة ) اصحاب جمل بدون وجود هيچ شبهه‌اى پيمان خود را شكستند ؛ زيرا حق امام عليه السّلام ، واضح و

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 431 ؛ تاريخ طبرى : 3 / 519 . ( 2 ) . منابع آن در گذشته ذكر شد . ( 3 ) . نهج البلاغه : خطبه 137 .